Monday, August 17, 2009

سعید شیرکوند آزاد شد

سعید شیرکوند آزاد شد
این بهترین خبر زندگیمه...
امیدوارم بازم سر کلاسش بشینم...
عاشقتم استاد...

Sunday, August 16, 2009

این انتخابات هرچه بود، هرچه کرد…مارا بزرگ کرد، شما را کوچک!

دیگه مهم نیست که تقلب شده باشد یا نه؟ مهم اینه که ما خودمونو پیدا کردیم مهم اینه که ما جرئت پیدا کردیم مهم اینه که بتی رو که ساخته بودید شکستیم ،ما بزرگ شدیم و شما کوچک، اونم در شرایطی که میخواستید حضور چشمگیر مردم پای صندوقای رای رو به اسم خودتون تموم کنید(که هنوز هم دارید تلاش میکنید) و با 24میلیون رای ساختگی، احمدی نژاد حقیررو بزرگ کنید و ازش غول بسازید...اما خودتونم نمیدونید چطور شد که همه چی به هم ریخت و برعکس شد
آره...این انتخابات هرچه بود، هرچه کرد…مارا بزرگ کرد، شما را کوچک،مردم ایران رو در جهان بزرگ کرد و دولت ایران(که از مردم جداست و منتخب مردم نیست) را هزار بار کوچکترش کرد.

Tuesday, August 4, 2009

برای سعید شیرکوند مینویسم که این روزها هیچ کس از او نمینویسه


برای استادم مینویسم برای شیرکوند، سعید شیرکوند...برای کسی که مدتهاست در بنده یا به قول مهدی خزعلی در قطعه ای از بهشت .برای شیرکوندی مینویسم که نزدیک به پنجاه روزه هیچ کس خبری ازش نداره و حتا نمیبینم کسی ازش سراغی بگیره..تعجب میکنم که دانشجو هاش کجان؟

سلام استاد

میخام از یه روز سر کلاستون بگم استاد قطعن یادتونه خیلی دیر نیست: بیستو هفتم اردیبهشت ساعت هشت و نیم صبح کلاس اقتصاد کلان

نمیدونم سر چی بود که بحث به انتخابات کشیده شد و شما پرسیدین:کیا تصمیم ندارن تو انتخابات شرکت کنن؟کم نبودن کسایی که دستشونو بلند کردن...منم جزشون.دلیلشو پرسیدین:یکی ازعمده جوابا به این میرسید که:"چون رئیس جمهور از قبل انتخاب شده"رای ما الکیه و زینته

با وجودی که درس عقب بود کل اون جلسه رو اختصاص دادین به آوردن دلیل و استدلال که اینطور نیست و قانع کردن ما تا توی انتخابات شرکت کنیم البته نه اون جلسه و نه هیچ وقت دیگه واسه هیچ کسی تبلیغ نکردین با وجودی که همه میدونستیم طرفداره کی هستین اما هیچوقت سر کلاس طرفداری کسی یا گروهی رو نکردین

میگفتین اگه درصد زیادی تو انتخابات شرکت کنن...اگه اختلاف آرا زیاد باشه امکان تقلب نیست...میگفتین زمانی میشه تو آرا دست برد که اختلاف ناچیز باشه رای های زیادی رو نمیشه جابجا کرد و... و.... و

اون روز واسه دلیلای مختلف استدلالای مختلف آوردین انقد گفتید و گفتید تا بالاخره من به شک افتادمو شرکت کردم

سه روز بعد انتخابات امتحان کلان داشتیم25ام(که البته هیچ امتحانی برگزار نشد)...فردای انتخابات گفتم روز امتحان که دیدمتون ازتون میپرسم:استاد!هنوزم سر حرفتون هستید؟هنوزم میگید رای های کمو فقط میشه دستکاری کرد؟هنوزم دانشجو هارو مجاب به رای دادن میکنید؟هنوزم میگین رای زیاد باشه نمیشه تقلب کرد هنوزم با اون قاطعیت میگین که نتیجه از قبل تعیین نشده؟

ولی بدون اینکه ازتون بپرسم جوابمو گرفتم هر روز دارم جواب میگیرم

انگار یه عده دیگه بابت طرز فکر اشتباهتون دارن مجازاتتون میکنن...که چرا سر کلاس به دانشجوهاتون درس اشتباه دادین؟حالا به جرم تشویق دانشجوهاتون به رای دادن به بند کشیدنتون و خدا میدونه الان کجایید و چی به روزتون آوردن

هفده شهریور کی قراره از ما امتحان بگیره؟ کی قراره واسه ما سوال طرح کنه؟ کی قراره به ما نمره بده؟

شنبه میگشتم تو اسمایی که تو اون بیدادگاه بودن به دنبال اسمتون که شاید بعد از این همه روز اثری ببینم اما

استاد

شما هم اعتراف کنید به هرچه که میخان،هرچه که میگن بگید...بگید تا باز هم بتونیم ببینیمتون بگین مطمئن باشین ما حرف خودتونو اززبونتون میشنویم نه حرف اونارو اعتراف کنید به هر چی که میگن تا بعد از این همه روز ببینیمتون ببینیم که هستین