نشستیم پشت کامپیوتر هی نظر میدیم، پیشنهاد میدیم، راهکار ارائه میکنیم، بحث میکنیم وبلاگامومنو پر میکنیم لینک میدیم...پریم از ادعا و توقع از این و اون....میشینیم تو خونه از کارای دیگران و تظاهرات یه عده دیگه ذوق زده میشیم یا مثلن شاکی میشیم و...به خیالمون که داریم انقلاب میکنیم داریم رژیمو ساقط میکنیم حکومتو داریم میکشیم پایین...میخاهیم کشوری جدید و آزاد بسازیم غافل ازین که جنبش جای اینکه هر روز فراگیر تر بشه داره هر روز کم رنگ تر و کم رنگ تر میشه(تعارف که نداریم؟)...اون اوایل که اونقدر صدا کرد و دهان به دهان پیچید به این دلیل بود که مردم حسش میکردن محدود به نت و فیس بوک و تویتر نبود مردم همه جا میدیدند اما الان چی حتا خودمونم شدیم محدود به همین کامپیوتر
بیایید منطقی فکر کنیم مگه حکومت تو این دنیای مجازی به وجود اومده که میخایم اینجا ساقطش کنیم؟ کیبرد زیر دستمون فقط برای خبر رسانی یه ابزار مناسب و" لازمه" (که کافی هم نیست)...باید توواقعیت زندگی کرد تو دنیای واقعی ... چند نفرمون یه کار عملی واقعی انجام دادیم ؟چند تامون خارج از این دنیای اینترنت فعالیت میکنیم؟انقدر غرق این دنیای مجازی شدیم که زندگی در دنیای واقعی رو یادمون رفته،همه هنرمون شده وبلاگ نویسی و لینک دادن به بالاترین و جدل کردن تو بخش نظرات!...حتا به مناسبت هایی هم که برای جنبش قراره راهپیمایی و فعالیتی فراگیر و واقعی انجام بشه باز هم میشینیم تو خونه گزارش و اخبارشو دنبال میکنیم و آفرین میگیم
همین؟
نشستیم بیرون گود واسه اون تعداد معدودی که تو گودند کف و سوت میزنیم تازه اونم یواشکی و پنهان
با این اوصاف میتونم بگم که حکومت هیچ ترسی نباید داشته باشه و یه احمقه اگه بترسه
