الف)در جنوب کشور یاهو رعیت ها دور پرچمی گرد آمده اند که در آن نقش داس بزرگی است : علامت انقلاب رعیت ها
نایب الحکومه که حکومت خود را در خطر میبیند دست به دامان فردی زیرک به نام ایبرین میشود
صدای ایبرین از رادیو :"من ! آنجلو ایبرین بر آن شده ام که ملت را از نو تقسیم کنم به کله گرد ها و کله تیز ها ، و تمام چوخها (کله گردها) را علیه چیشها (کله تیزها) گرد آورم و در میان چوخها ازین پس نه آزمندی خواهد بود و نه جدالی...این مغز مطلب است ،درین جا سیاهی را از سفیدی جدا میسازم و ملت را به دو قسمت تقسیم میکنم و یک قسمت را از میان برمیدارم تا قسمت دیگر بهبود یابد.
چندی بعد نایب الحکومه موفق شده و حکومت خود را نجات می دهد و رعیت ها را سرکوب و معترضان را نابود میکند;و از آن پس مسئله ی گردی و تیزی کله ها برای همیشه فراموش میشود...
ب)اینجا ،یکی از شهر های سرزمین یاهو است.امروز چهار شنبه روز مبارزه علیه استکبار جهانی است.مردم اعم از کله گردها و کله تیز ها به خیابان ها آمده اند. کله گرد ها با اتوبوس و امکانات و کله تیز ها به هر نحو ممکن.
در این سرزمین کله گرد ها حق راهپیمایی دارند ، حق شعار دادن دارند ، حق تظاهرات دارند ، حق دارند ، حق زندگی دارند...اینجا حکومت محافظ کله گرد هاست مراقب آنها و مدافع آنها،اما...
کله تیز ها اینجا اغتشاش گرند در این جا کله تیز ها تنها به جرم تیزی کله شان از حق اعتراض محروم اند ،حق راهپیمایی ندارند ، حق شعار دادن ندارند حتا حق سکوت، که صرف ایستادن کله تیز ها در خیابان ها در این روز نیز منجر به برخورد دردناک چماق های هوآها(سربازان ایبرین) به تیزی کله شان میشود!
این روزها کله گردها از کتک خوردن ،کشته شدن ،زندانی شدن ، شکنجه شدن و اشک ریختن کله تیز ها ،که روزی (گویا) از اقوام دوستان و همسایگانشان بودند، شاد میشوند و هوآها را از این بابت تشویق میکنند !
درست است
اینجا یاهو سرزمینی (به ظاهر) اسلامی است که در آن کله تیز ها را به جرم الله اکبر گفتن میزنند ،نماز خواندنشان را بر نمیتابند و به گناه دعا خواندن به بندشان میکشند.
برگرفته از کتاب کله گردها و کله تیزها اثر برتولت برشت
